چگونه اطمینان و تردید جلوی رشد شخصیت ما را می گیرند؟


اطمینان و تردید هر دو مانع برای پیشرفت و رشد شخصیتی ما هستند.

ما به دنبال اطمینان هستیم و از تردید دوری می کنیم. می خواهیم بدانیم چه در انتظار ماست، کجا می خواهیم برویم و چه می خواهیم بپوشیم. می خواهیم آماده باشیم. ما قبل از اینکه مردم را بشناسیم، آنها را ورانداز می کنبم و در کسری از ثانیه درباره ی شخصیت آنها قضاوت می کنیم. ما کالاها و برندهای را خریداری می کنیم که صدها جایگزین مشابه دارند. ما مکمل ها و ویتامین های مختلفی را برای جلوگیری از بیماری مصرف می کنیم، در حالی که هنوز به آن دچار نشده ایم. ماه ها و گاهی سال ها با کسی ارتباط برقرار می کنیم تا از آینده ای که می خواهیم با او بسازیم، مطمئن شویم و تا جایی ادامه می دهیم که اطمینان یابیم شرایط همان طوری پیش می رود که خودمان می خواهیم.
عبارت ما برای اطمینان به دو دلیل می تواند غم انگیز و دارای نتیجه معکوس باشد.
دلیل اول اینکه تردید جایی است که اتفاق ها در آن رخ می دهند. تردید مسیر شخصی شخصی تو به سمت فرصت هاست. همان محیطی که در آن رشد می کنی، چیزهای نو را تجربه می کنی و چیزهای جدید و نتایج بی سابقه را خلق می کنی. تردید سرزمین اتفاق های جدید است.

نکته خنده دار ماجرا اینجاست که، بدون توجه به اینکه چه اندازه طالب اطمینان خاطر باشی هرگز نمی توانی کاملا آن را حفظ کنی یا نگه داری، چون اصلا وجود ندارد! دنیا همیشه تذکراتی از بی نظمی و قدرتش برای ما ارسال می کند، و هیچ کس را از این یادآوری معاف نمی کند.
بخش های از کتاب “کتاب خودت را به فنا نده” نوشته گری جان بیشاپ
ما به این دلیل می خواهیم از همه چیز مطمئن باشیم تا کاری را انجام دهیم چون از رنج اضطراب می ترسیم. توانایی حل مسئله نداریم یا ابزارهای آن را نداریم و نمی توانیم درست از امکانات دور و برمان استفاده کنیم.
ما همیشه تردید داریم چون دنبال نتیجه هستیم؛ تلاش نمی کنیم، انتخاب نمی کنیم و تصمیم نمی گیریم. چون می ترسیم آن نتیجه دلخواه بدست نیاید. چون می خواهیم همه چیز از قبل پیش بینی شده باشد. درست است اگر چلو برویم با مانع و مسائل متنوع و جدیدی مواجه خواهیم شد که تابحال به آن فکر نکرده بودیم یا در برنامه ریزی و توانایی ما نبودند. اما این همان جایی ست که رشد اتفاق می افتد. توانایی حل مسئله و کمک گرفتن از دیگران یا پرسیدن از افراد متخصص. در مسیر حل مسائل است که رشد می کنیم.
در این مسیر انواع احساسات به سراغ می آیند. غم و ناامیدی و خشم و سردرگمی و ترس. از این احساسات نباید فرار کنیم باید آنها را بپذیریم و ببینیم و مشاهده کنیم نباید آنها را انکار کنیم.
ما باید تلاش خود را بکینم و پیگیر باشیم. در حرکت به سمت مقصد از مسیر لذت ببریم از آشنایی با افراد جدید از آموختن مهارت های جدید از تجربه کردن احساسات جدید. خیلی وقت ها مسیر جذابتر از مقصد است. وقتی به هدفت می رسی و دستاوردی داری؛ آن لحظه به خودمان افتخار می کنیم، اشک شوق می ریزیم از کسانی که به ما کمک کردند تشکر می کنیم و مسیرمان را تا آنجا می بینیم که چه دردها و رنج هایی تحمل کردیم و چه موانع و سختی هایی را پشت سر گذاشتیم و به خودمان افتخار می کنیم و بابت این رشد و پیشرفت به خودمان می بالیم.
یک نظر
[…] Adjustment بیشتر روی حل تعارض و “برد-برد” در لحظه تمرکز دارد.· Adaptation یعنی یک […]